نویسنده:عوزیرالله ستانکزی

پاسخ به آن فرزندان ناخلف کشور که می خواهند به احمدشاه بابا تذکره پاکستانی بدهند

از چندی به این سو در رسانه های انترنتی آنعده از فرزندان نا خلف کشور که رانده شده دیار و مردم می باشد و روز غربت در سرزمین های بیگانه به سر می برند چنان شایعات ناروا پخش می کنند که گویا زادگاه اصلی احمدشاه بابا موسس افغانستان نوین شهر ملتان واقع در  کشور پاکستان بوده و این دشمنان وطن با کمال بی حیایی این بزرگمرد تاریخ کشور را احمدشاه ملتانی می نامند در حالیکه واقعیت خلاف ادعا های واهی این مزدوران بیگانه و دشمن وطن می باشد برای  بستن دهن متعفن این درغگو ها خواستم چیزی بنویسم چون این جماعت درغگو ها به اکثر کتب تاریخی نوشته در افغانستان  باور ندارد بنا خواستم که تنها از کتاب افغانستان در مسیر تاریخ که تا به حال این جماعت نتوانسته اند که بالای آن نقدی وارد کنند و یا غبار را مانند دیگر مورخین بزرگوار ما به فاشیزم  متهم کنند استفاده کنم یقین کامل دارم که این کتاب خود بیانگر تمام واقعیت ها در این باره می باشد

احمد خان ابدالی فرزند زمان نواسه دولت خان ابدالی از قوم سدوزایی شاخه سربنی پشتون می باشد برای وضوع بیشتر در باره هویت قومی و منطقه ای احمدشاه بابا بهتر است که مختصرا زنده گی نامه    پدر و جد احمدشاه بابا  و قوم سدوزایی را که احمدشاه بابا مربوط این قوم می باشد به استناد به تاریخ غبار  از دید بگذرانیم

(افغانستان در مسیر تاریخ صفحه 338 )

حکام دولت صفوی در ولایت هرات به دستیاری فیودالهای داخلی و قوای عسکری حکومت می کردند و مردم مجال تنفس نداشتند در چنین وقتی قبایل ابدالی قندهار به واسطه جنگهای فیودالی و رقابت های خانگی تجزیه گردیده قسمتی در دشت های  گرشک وفراه مشغول مالداری بودند وقسمتی هم با خان خود حیات سلطان بعد از آنکه از رقیب خود دولت خان ابدالی مغلوب گردید از قندهار به ملتان کشیده بودند و در آنجا مهاجر می زیستند بقیه در ولایت قندهار بیشتر در علاقه ارغستان میزیستند حکومت صفوی قندهار که از نیرومندی این قبایل در اندیشه مند و با مدارا با ایشان مجبور بود بالاخره تصمیم گرفت که در مقابل ابدالی به قبایل غلجایی و رقیب ابدالی اتکا کرده از رقابت وخصومت قبیلوی آنان استفاده نماید گرگین والی صفوی قندهار از این هم پیش رفته خان بزرگ ابدالی دولت خان و نظر محمد خان و رستم خان را بکشت او ایل شان را تاراج و به طرف غرب براند و لهذا عشایر ابدالی از گرشک و فراه تا اسفزار و هرات منتشر گردید و آنچه از ابدالی که دو ولایت قندهار باقیماندند بدون سرکرده و ریسس بسر می بردند

بعد از آنکه مردم قندهار برضد استیلای خارجی قیام کرده و اردوی ایران را با گرگین از بین بردند ابدالی قندهار به فراریان ملتان متوجه شده و چون حیات سلطان خان سابق و فراری ابدالی ها مرده بود و پسرش عبدالله خان را برای ریاست قبیلوی خود خواستند و عبدالله خان که شرایط را مساعد دید با تمام فراریان ایل خود از ملتان به قندهار آمد و زمام امور را به دست گرفت  ..................

(همان صفحه سطر 23 الی سطر آخر همان صفحه )

لهذا عبدالله خان ابدالی در سال 1716 با ایل خود از قندهار به هرات رفت در حالیکه هرات در دست حکام صفوی بود عبدالله خان از این مهاجرت قصد تسلیمی به حکومت خارجی نداشت بلکه می خواست مثل میرویس خارجی را براندازد و هرات را مثل قندهار آزاد سازد زیرا که کارنامه های قهرمانانه میرویس رقبای قبیلوی آنرا بر انگیخته بود عبدالله  خان در این مهاجرت جدید تنها نبود و محمد زمان خان پسر دولت خان  (پدر احمدشاه بابا )ریس مقتول ابدالی های ارغستان نیز با یکعده طرفداران خود  در معیت او بودند زمان خان بعد از آنکه به واسطه خسرو خان برادر زاده گرگین از تبعیدگاه کرمان خلاص و برضد حکومت غلجایی قندهار آورده شده بود شمشیر خلاف بر رخ میرویس خان از غلاف نکشید و همچنین با عبدالله خان که ریاست پدرش را گرفته بود در نیاویخت بلکه تبعیت او پذیرفت و بامیرویس همنوا گردید بعد از مرگ میرویس خان که عبدالله خان به هرات کشید زمان خان هم با این رقیب یکجا حرکت کرد و این به قوت عبدالله افزود

(صفحه 340 سطر 17)

جنگ دلارام و کشته شدن اسدالله خان استقرار حکومت ابدالی هرات را برهم زد عبدالله خان پیر از مرگ پسر جوان و کاری خود دل شکسته گردید و عبدالغنی الکوزایی عضو مهم جرگه هرات تحریک نمود تا عبدالله خان  مستعفی گردد و زمان خان ابدالی (پدر احمدشاه ابدالی ) به ریاست حکومت هرات انتخاب گردد

(صفحه 341)

زمان خان در سال 1722 فوت کرد

(صفحه 341 سطر 20)

جرگه  در عوض محمدخان ذوالفقار خان پسر زمان خان  ریس متوفی حکومت هرات را به ریاست حکومت هرات منتخب کردند(از سال 1724- 1725)

(صفحه 346 از سطر 15 به بعد )

سیدال خان و ذوالفقار خان و الله یارخان نیز همه به قندهار رفتند شاه حسین هوتکی ذوالفقار خان و برادر کوچکش احمد خان ابدالی را محبوس کرده و و الله یار خان هم توقف خود را در قندهار خطرناک احساس کرده و به هند رفت تا ناپدید گشت در حالیکه ذوالفقار و برادرش بعدها در سال 1738 به دست نادر افشار افتاد و در مازندران تبعید شدند ذوالفقار در تبعید گاه خود مسموما از دنیا گذشت و اما برادرش احمدخان مجددا در صنحه سیاست ظاهر گردید

از نوشته های بالا چنین نتیجه می شود :

- اجداد احمدشاه بابا ریاست قوم ابدالی ساکن ارغستان ولایت قندهار را به طور موروثی عهد دار بودند

- صرف یک قسمت اندک ابدالی ها بعد ازمغلوب شدن حیات سلطان خان از دولت خان  جد احمدشا بابا به ملتان مهاجرت  کرده بودند و اجداد احمدشاه بابا هیچگاهی ساکن ملتان نبودند

- گرگین بعد از اینکه  دولت خان جد احمدشاه بابا  و رستم خان  و نظر محمد خان کاکا های احمد شاه بابا را اعدام می کند زمان خان پدر احمدشاه بابا به کرمان تبعید می کند چنانکه در بالا اشاره شد زمان خان بعداز اینکه توسط خسرو برادر زاده گرگین دوباره به قندهار آورده شده تا زمان وفات یافتنن میرویس خان هوتک که مدت کمی است در قندهار باقی مانده و بعدا با عبدالله به هرات می ردود و در آنجا به ریاست حکومت می رسد و در سال 1722 به دار ابدی می پیوندد

احمدشاه بابا در سال 1747 هنگامیکه به پادشاهی می رسد 25 سال دارد بنا سال تولد او را می توان به آسانی 1722 خواند یعنی احمدشاه بابا در سال مرگ پدر خود تولد شده است که در آن هنگام پدرش عهده دار ریاست هرات بود           بنا چنین استنتاج می شود که احمدشاه بابا در شهر هرات به دنیا آمده است  و احمدشاه هم بعد از مرگ پدر در زمان ریاست برادرش ذوالفقار  تا زوال حکومت هرات رفتن به قندهار و تبعید مازندران با برادر خود بود و اگر باالفرض احمدشاه در ملتان به دنیا می آمد باید زمان خان در سال 1722 در هرات نه بلکه در ملتان می بود و کودکی احمدشاه هم نه در  هرات و قندهار بلکه در ملتان سپری می شد بنا چنین نتیجه می شود زادگاه احمدشاه بابا ولایت هرات افغانستان بوده نه شهر ملتان پاکستان .

آروزویم این است که این نوشته قناعت آنعده از بیماران روانی که صرف شفاخانه عقلی وعصبی علی آباد برای آنها جایگاه مناسب است فراهم کند و دیگر دست از خوش خدمتی اربابان ایرانی و پاکستانی خود بکشند چون احمدشاه بابا بزرگترین شکننده کفار هندو که برای از بین بردن دولت اسلامی مغلی هندوستان کوشاه بودند می باشد بنا پنجابی های پاکستانی که توان مقابله به هندوستان را ندارند برای باز کردن عقده های خود ( که بعد از شکست های پی در پی از هندوستان به وجود آمده اند) و ترساندن هندی ها  به کمک بعضی مزدوران افغانستانی خود که هیج وجدانی و مسولیتی در قبال وطن ندارد می خواهند این نظر سراسر دروغ را که با هیچ واقعیت تاریخی حتی کوچکترین سازگاری نداردترویج دهند که ( احمدشاه خطه ملتان مین پیدا هوا)

در حالیکه حافظ مرغزی که در اکثر اوقات سفر و حضر با احمد شاه بابا یکجا بود در  شهنامه پشتو که برای احمدشاه بابا سروده است چنین می گوید:

ښه مولد یی خراسان                            چی په مزاج و عالیشان

د خپراوی نیټه چهارشنبه 1389/01/18    |لیکوال: عوزیر ستانکزی    |    | نظرات()